ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

292

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

اين جهت افزون مىشود كه وى آخرين نمايندهء جغرافياى تاريخى اقليمى است كه شام را با سرزمين جزيره به عنوان يك واحد كامل مورد بحث قرار داده است . شايد تكرار اين نكته لازم نباشد كه تكامل نوشته‌هاى جغرافيايى يا تاريخى در زبان عربى در نوشته‌هاى فارسى نيز انعكاس داشته است . دوران مغول دوران رونق خاصّ ادب فارسى بود و شايد تصادف نبوده كه قزوينى ، چنان كه ديديم ، كتاب خود را به جوينى پيشكش كرده است ، زيرا جوينى در آن وقت تنها يك منصبدار بزرگ دولتى نبوده بلكه در عين حال دانشورى و الا قدر و مورّخى بزرگ بوده كه مقام قزوينى را چنان كه بايد مىشناخته ، زيرا با مسائل جغرافيايى آشنا بوده است . به علاوه ، مىتوانسته به عربى بنويسد و همو از بسيارى از منابع عربى به آسانى استفاده كرده است . اصل علاء الدّين عطا ملك جوينى از خراسان بود و از آغاز جوانى به خدمت دولت پرداخت و چون قدرت مغول استقرار يافت ، جوينى دبير خاصّ ارغون شد كه دوبار او را به سفر مغولستان فرستاد . به دوران هولاكو توانست قسمت مهمّى از كتابخانهء اسماعيليان را در الموت نجات دهد . از آن پس به سال 1262 - 1263 / 661 ه . حاكم بغداد شد و اين به معنى تسلّط وى بر همهء قلمرو عربى تابع بغداد بود . جوينى بسيار كوشيد تا در مناطقى كه از حملهء مغول آسيب ديده بود زندگى را به حال اوّل بازگرداند ، تا آنجا كه فرزند دشمن سر سخت او ، مولّف تاريخ الفخرى ، از خدمات وى بگرمى ستايش مىكند . سالهاى آخر زندگانى وى قرين خوشبختى نبود و دسيسه‌هايى كه در آن روزگار رجال دولت از آن به سلامت نبودند وى را احاطه كرده بود و به سال 1283 / 681 ه . از غصّه مرد . 118 شهرت علمى وى از كتاب تاريخى معروف تاريخ جهانگشا است كه بار تولد بارها از اهمّيّت بىنظير آن سخن گفته و جوينى نوشتن آن را به دوران جوانى يعنى به سال 1260 / 658 ه به پايان رسانيده بوده است . كتاب سه قسمت است كه قسمت اوّل از تاريخ مغول و فتوحات چنگيز ، دومى از تاريخ خراسان و شاهان خوارزم ، و سوّمى از جنگ بر ضد اسماعيليان و حملهء هولاكو به عراق گفت و گو دارد . از اينجا توان دانست كه با يك كتاب تاريخى صرف سر و كار داريم گر چه مطالب جغرافيايى نيز فراوان دارد . بار تولد به حق گفته كه وى نخستين مورّخ فارسى زبان است كه مغولستان را ديده و بلاد شرقى آسيا را بر اساس مشاهدهء شخصى توصيف كرده است . جالب اينكه او و روبروكى به بنياد قراقروم توجّه بسيار داشته‌اند . 119 بعضى از مطالب قسمت اخير كتاب جوينى را معاصر معروف او ، نصير الدّين طوسى كه در يكى از فصول اين كتاب بتفصيل از او سخن داشته‌ايم ، تكميل كرده است . شايد توضيح اضافى باشد كه به اين مناسبت بار ديگر بگوييم كه از جملهء مشخّصات اين دوران رونق جغرافياى رياضى بود و در اين زمينه نام يكى از علماى بزرگ ايران ، قطب الدّين شيرازى ، در كنار نام نصير الدّين